Logo

آخرین شماره نجوم

نجوم شماره 199- شهريور 1389

:::: در آسمان بدرخشید ::::

Advertisement

Advertisement

Advertisement

Advertisement

Advertisement

Advertisement

Advertisement

Advertisement

گفتگو با دکتر خسروشاهی،مدیر علمی طرح رصدخانه ملی چاپ پست الكترونیكی
پوریا رستمی پور   
منبع ماهنامه نجوم-شماره 184   
12-2-1388
در شمال شرق تهران در میان باغی آرام مجموعه‌ای قرار دارد كه برخی از بهترین پژوهشگران ایران در حوزه فیزیك و نجوم را در خود جای داده است. در چنین جایی، در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی بود كه با دكتر خسروشاهی ...

در شمال شرق تهران در میان باغی آرام مجموعه‌ای قرار دارد كه برخی از بهترین پژوهشگران ایران در حوزه فیزیك و نجوم را در خود جای داده است. در چنین جایی، در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی بود كه با دكتر خسروشاهی اخترفیزیكدان و مدیر بخش علمی طرح رصدخانه ملی ملاقات كردم.

حبیب خسروشاهی در سال 1350 در تبریز متولد شد و تحصیلات كارشناسی خود را در رشته فیزیك در دانشگاه تبریز و مقطع كارشناسی ارشد Image و دكتری این رشته را در مركز تحصیلات تكمیلی در علوم پایه زنجان به پایان رساند. او پس از اتمام تحصیل و بعد از  یك‌سال فعالیت پژوهشی در كشور، به عضویت هیأت علمی در دانشگاه بیرمنگام درآمد و در مقام پژوهشگر اصلی گروه تحقیقات كهكشان‌های فسیلی در این دانشگاه موفق به كشف نزدیك‌ترین و پُرجرم‌ترین كهكشان‌های فسیلی شد. وی مدتی پیش با پیوستن به پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در مقام  مدیریت علمی طرح رصدخانه ملی شروع به كار كرد.

روز ملاقات با دكتر خسروشاهی  وقتی با نیم ساعت تأخیر به دفتر كار ایشان رسیدم، او را غرق در مطالعه یافتم. با این حال با وجود آنكه بنا به قرار قبلی! مانع مطالعه‌ی ایشان شدم، در طول یك ساعت بعد از آن به دقت به پرسش‌هایم گوش كردند و با توجهی مثال‌زدنی به آنها پاسخ دادند.

 

- جناب خسروشاهی، شما در جریان كار روی مسئله‌ی گروه‌های كهكشانی فسیلی رصدهایی هم با تلسكوپ‌های چاندرا و نیوتن XMM انجام دادید. تصور می‌كنم داده‌هایی كه شما از این تلسكوپ‌ها دریافت كرده‌اید به صورت تصاویری كه ما در مجلات و پوسترها می‌بینیم نبوده است. این را كمی تشریح می‌كنید كه شما این داده‌ها را به چه صورت دریافت می‌كنید و تحلیل و آنالیزی كه روی این داده‌ها انجام می‌دهید چگونه است.

ابتدا بگذارید این مطلب را بگویم كه به طور كلی رصد و ابزار رصدی در پرتو ایكس تفاوت زیادی با رصد حوزه‌ی مرئی دارد. شما در رصد طول موج‌های مرئی فوتون‌ها را به یك آینه می‌تابانید و آنها را به یك آینه‌ی ثانویه منعكس می‌كنید و بعد هم به سمت آشكارسازها هدایتشان می‌كنید. اما در طول موج‌های پرتو ایكس به علت اینكه فوتون‌ها بسیار پُر انرژی هستند در صورتی كه آنها را مستقیماً به آینه بتابانید به سرعت جذب می‌شوند. كاری كه انجام می‌شود این است كه آنها را به طور مایل به یك آینه می‌تابانند و كمی منحرفشان می‌كنند. این كار مثل پرتاب سنگ به یك بركه است. در آنجا اگر شما سنگ را مستقیم به سطح آب بزنید در آن فرو می‌رود ولی اگر آن را به طور مایل پرتاب كنید ‌به جای فرو رفتن پس از برخورد به سطح آب از آن بلند می‌شود. همین كار را ما با فوتون‌های پرتو ایكس انجام می‌دهیم. یعنی فوتون‌ها را به طور مایل به یك آیینه می‌تابانیم و فوتون‌ها كمی منحرف می‌شوند، تا منحرف شدند آنها را به یك آینه‌ی دیگر می‌زنیم و آنها را به جای اینكه منعكس كنیم، منحرف می‌كنیم. در واقع ما با آرایه‌ای از آینه‌های استوایی هم‌محور آنها را كانونی می‌كنیم.

از طرف دیگر تعداد فوتون‌های پرتو ایكس كم است. یعنی برخلاف تصاویر طول‌ موج‌های مرئی كه شما با 1 دقیقه، 2 دقیقه یا 20 دقیقه اندازه‌گیری‌های خودتان را انجام می‌دهید و در این بازه‌ی زمانی سیلی از فوتون‌ها را جمع‌آوری می‌كنید در پرتو ایكس این طور نیست. یعنی در پرتو ایكس ما واقعاً فوتون‌ها را می‌شماریم. بنابراین زمان‌های نوردهی بسته به چشمه‌ای كه مطالعه می‌كنید، نسبتاً بالاست.

داده‌هایی كه دریافت می‌شود طبعاً به صورت تصویر نیست. در واقع داده‌هایی كه گرفته می‌شود به صورت یك فایل- رویداد(event file) ثبت می‌شود. در این حالت هر لحظه‌ای كه یك فوتون دریافت می‌شود، زمان و انرژی آن هم ثبت می‌شود و همچنین مكانی كه این فوتون به آشكارساز رسیده هم ثبت می‌شود، كه به صورت یك ماتریس از اطلاعات گفته شده خواهد بود. شما بر حسب كاری كه می‌خواهید انجام دهید همه یا بخشی از این اطلاعات را استفاده می‌كنید. مثلاً ممكن است تغییرات زمانی یك پارامتر را بررسی كنید. در این حالت ثبت زمان برای شما مهم است. اما در كار مربوط به گروه‌های كهكشانی فسیلی شار دریافتی برای ما مهم بود. بعد از این مرحله داده‌های رسیده باید تمیز شوند. چون همراه آنها فوتون‌هایی از منابع ناخواسته مثل پرتوهای كیهانی هم دریافت شده‌اند. این مرحله را در مورد تلسكوپ چاندرا خود من انجام دادم. فرآیند طولانی مدتی است. معمولاً از لحظه‌ی رصد تا زمانی كه این داده‌ها قابل استفاده و یا قابل دیدن شود در حدود یك سال طول می‌كشد.

Image 

- شما در فرآیند كار خودتان با یك‌سری تلسكوپ‌های زمینی در اسپانیا، هاوایی و شیلی هم كار كردید كه تلسكوپ 6 متری، 4 متری و 2 متری هم در بین آنها بوده است. این تلسكوپ 2 متری كه شما برخی از داده‌های خودتان را با استفاده از آن گرفتید برای من جالب بود چون نزدیك به قطر 3 متری است كه برای تلسكوپ رصدخانه ملی در نظر گرفته شده. یك چنین تلسكوپی با این ابعاد چه اطلاعاتی می‌توانسته برای شما فراهم كند.

نجوم امروز، نجوم چند رنگی است. در گذشته معمول بود كسانی كه مثلاً در حوزه‌ی نجوم رادیویی كار می‌كردند، فقط می‌رفتند سراغ چشمه‌ها و ابزارهای رادیویی. كسانی كه در طول‌موج‌های مرئی كار می‌كردند هم همین‌طور و تا آخر. ولی در حال حاضر در یك طول‌موج كه رصدی انجام می‌شود در طول‌موج‌های دیگر هم داده‌های جرم مورد نظر استخراج می‌شود. چرا كه این طول‌موج‌ها می‌تواند اطلاعات دیگری غیر از طول‌موج اولیه به ما بدهد. یعنی واقعاً  رمزگشایی از این صندوقچه‌ی اسرار وقتی صورت می‌گیرد كه در طول‌موج‌های دیگر هم رصد انجام شود.

در مورد ابعاد تلسكوپ كه شما فرمودید، یك محقق بر حسب اینكه چه كاری می‌خواهد انجام دهد از تلسكوپ استفاده می‌كند. یك زمان شما می‌خواهید یك نورسنجی معمولی انجام دهید. در این حالت نیازی به تلسكوپ 8 متری ندارید. یك وقت شما می‌خواهید طیف سنجی یك جرم خیلی كم نور را انجام دهید بنابراین باید گشودگی دهانه ابزارتان را بالا ببرید. یك وقت شما به تفكیك بالا احتیاج دارید. یك زمان هم ابزار خاصی روی تلسكوپی هست كه شما علاقه‌مندید روی آن كار كنید. بنابراین اینكه چه نیاز و كاری دارید باعث می‌شود كه سراغ ابزار متفاوتی بروید. مثلاً ما با تلسكوپ 1 متری هم كار می‌كنیم. چرا كه می‌خواهیم مثلاً شكل كلی كهكشان را ببینیم.

بنابراین وقتی می‌خواهیم برای رصدهای خودمان پیشنهادیه (Proposal) بدهیم توجه می‌كنیم كه چه تلسكوپ‌ها و ابزارهایی وجود دارد؟ این تلسكوپ‌ها چه طول موج‌هایی را پوشش می‌دهند؟ نسبت سیگنال به نویز آنها چقدر است؟ زمان دسترسی من به آنها چه طور خواهد بود؟ بنابراین یك بررسی چند پارامتری باید انجام شود تا شما سراغ ابزار مناسب كار خود بروید. در این كاری كه ما روی گروه‌های كهكشانی فسیلی انجام دادیم، با تلسكوپ 2 متری تصویر گرفتیم. با تلسكوپ 6 و 8 متری طیف گرفتیم، از داده های آرشیویHST استفاده كردیم. چون وقتی شما درخواست رصد خاصی را می‌دهید، گاهی به شما گفته می‌شود كه داده‌های مورد نظر شما قبلاً گرفته شده و شما می‌باید آنها را متقاعد كنید كه چرا داده‌های تازه می‌خواهید. درواقع نوشتن هر پیشنهادیه رصد برای تلسكوپ‌های بزرگ كمتر از نوشتن یك مقاله علمی نیست. از طرفی این فرآیند بسیار هیجان‌انگیز است. وقتی شما امكان رصد را پیدا می‌كنید، احساس اینكه شما رصدی را با چنین فناوری‌های سطح بالایی انجام می‌دهید، احساس واقعاً جذابی است.

 

- آقای خسروشاهی شما در حوزه‌ی كارتان عملا‌ً در جایگاه یك منجم حرفه‌ای قرار گرفته‌اید. آیا این تعریف كلیشه‌ای درست است كه منجم حرفه‌ای كسی است كه برای كار علمی خود حقوق می‌گیرد؟

ببینید ما یك زمان خطی را مشخص می‌كنیم و می‌گوییم وقتی شما از این خط رد شدید منجم حرفه‌ای هستید. مثلاً می‌توانیم بگوییم در صورتی كه فوق لیسانس یا دكتری نجوم گرفتید وارد حیطه‌ی نجوم حرفه‌ای شده‌اید ولی شما هنوز یك منجم حرفه‌ای نیستید. این عنوانی است كه تجربه‌ی و پیشینه‌ی پژوهشی شما آن را تعیین می‌كند. تجربه شما براساس فعالیت‌های نجومی است كه انجام می‌دهید. اینكه چه قدر رصد كرده‌اید، چه‌قدر با داده‌های رصدی كار كرده‌اید و چه پژوهش‌هایی انجام داده‌اید. این در حیطه نجوم رصدی است و من ترجیح می‌دهم وارد حیطه‌های دیگر نشوم.

در پاسخ به سؤال شما، یك منجم حرفه‌ای تمام وقت خود را صرف نجوم می‌كند و اگر كسی تمام انرژی كاری خود را صرف نجوم كند باید از آن طریق كسب درآمد هم بكند. من منجم حرفه‌ای كه پزش یا مهندس عمران باشد ندیده‌ام. از سوی دیگر حرفه‌ای بودن را جامعه‌ی حرفه‌ای تشخیص می‌دهد. ضمن اینكه باید پذیرفت نجوم امروز با دوران طوسی و ابوریحان بیرونی متفاوت و تا حدّ بسیاری فنی-‌مهندسی است. ضمن اینكه پیشینه‌ی فیزیك و ریاضی خوبی لازم دارد. باید پذیرفت كه در هر حرفه‌ای خوب و متوسط و بد وجود دارد و این مسئله مربوط به خود جامعه‌ی علمی می‌شود.

 

- نگاه دیگری كه معمولاً به كار منجمان حرفه‌ای وجود دارد این است كه تصور می‌شود آنها كارشان را اغلب پشت میز و با معادلات ریاضیاتی انجام می‌دهند و مقالاتشان مملو از این مطالب است. آیا این تصور درستی است؟ اصلاً به طور كلی روز كاری یك منجم حرفه‌ای چه طور می‌گذرد؟

بگذارید در پاسخ به سئوال شما، كاری كه در این چند سال خودم انجام می‌دادم را بگویم. من مرتب مقالات مختلف و جدید را می‌خوانم تا ببینم در حوزه‌ی كاری خودم در دنیای علم چه می‌گذرد و چه اتفاقات جدیدی دارد می‌افتد. هدف من ارائه طرح رصد است و اینكه این طرح پذیرفته شود. برای اینكه این پیشنهاد رصد را بدهم باید مطالعه ز یادی داشته باشم. باید با داده‌های موجود سر و كله بزنم، ببینم آیا می‌توان بدون اینكه پیشنهاد رصد بدهم به جواب سئوالات خودم برسم یا اینكه پاسخ به آنها نیاز به داده‌های جدید دارد. اگر داده‌ی جدید نیاز باشد همان‌طور كه گفتم باید پیشنهاد رصد بدهم. وقتی پیشنهاد رصد من پذیرفته شد باید برای رصد برنامه‌ریزی كنم. باید از پیش بدانم دنبال چه چیزی هستم. چون هر ثانیه از وقت تلسكوپ به لحاظ علمی ارزشمند و البته گران‌قیمت است. رصد با یك تلسكوپ 4 متری حدود 20 هزار دلار در شب هزینه دارد، پس هر ثانیه كار با این تلسكوپ قیمت گرانبهایی دارد. بنابراین شما باید همه‌ی مقدمات را فراهم آورید كه وقتی برای رصد رفتید هیچ مشكل حتی كوچكی پیش نیاید. خب شما رصد خود را انجام می‌دهید و یك ساعت، چند ساعت یا هر چقدر كه لازم باشد داده‌های خودتان را استخراج می‌كنید تا به مرحله آنالیز (تحلیل) برسید. برای آنالیز داده‌ها به احتمال زیاد نیاز به یك نرم‌افزار كامپیوتری دارید. باید ببینید نرم‌افزارهای موجود برای مورد خاص كار شما مناسب هستند و چطور قابل تهیه‌اند. بعد از این مرحله باید پردازش و داده‌كاوی انجام شود. خود این پردازش و داده‌كاوی ممكن است تا 100 روز یا بیشتر طول بكشد. پس از همه‌ی این مراحل به مرحله‌ی تحلیل اطلاعات به دست آمده می‌رسید و در نهایت اینكه بعد از تحلیل نهایی شما باید نتایج كار خودتان را منتشر كنید. در هر حال این همه هزینه‌شده برای من، برای كارم، بنابراین باید به سرعت نتایج كارم را منتشر كنم.

از طرف دیگر وقتی شما اطلاعات به دست آمده را تحلیل می‌كنید سؤالات جدیدی برایتان پیش می‌آید كه مقدمه‌ی كارها و تحقیقات دیگری می‌شود كه ممكن است در طول موج‌های دیگر باشد یا روی همان كار قبلی باشد منتها این بار با دقت بیشتری یا از بُعد دیگری صورت بگیرد. این فرآیند یك پژوهش نجومی است. در این فرآیند شما ممكن است مدت زیادی را پشت كامپیوتر بگذرانید، باید در كارگاه‌ها شركت كنید، به سمینارها بروید، مطالعه كنید و غیره. اگر بخواهیم توزیع وقت را بدانیم در هر حال شما باید 10-20 درصد وقتتان را مطالعه كنید، 40-50 درصد وقت عملاً كار با داده‌ها و تحلیل و پردازش آنهاست و 15-20 درصد وقت هم به نوشتن پیشنهاد برای رصدهای مورد نیازتان صرف می‌شود. برای نوشتن یك پیشنهاد رصد شما ممكن است 1 یا 2 ماه وقت صرف كنید. پیشنهاد رصد دادن برای تلسكوپ فضایی هابل واقعاً كار پیچیده‌ای است یا همچنین برای تلسكوپ‌های پرتو ایكس با این هزینه‌ی میلیارد دلاری كه دارند و فرصت رصد با این تلسكوپ‌ها آسان به دست نمی‌آید.

 

- با این اوصاف به نظر می‌رسد منجمان حرفه‌ای هیچ‌گاه سراغ رصدهای آماتوری نمی‌روند! در هر حال بسیاری از افراد دوران كودكی و نوجوانی خودشان را با شوق آسمان و رصد با تلسكوپ‌های كوچك می‌گذرانند و به قول مرسوم، به نجوم به صورت آماتوری می‌پردازند. همین افراد وقتی در هیئت یك منجم حرفه‌ای قرار می‌گیرند آیا ممكن است دیگر هیچ‌گاه پشت چشمی یك تلسكوپ آماتوری قرار نگیرند؟ آیا اصلاً یك نفر می‌تواند هم منجم آماتور باشد و هم حرفه‌ای، به طوری كه مثلاً در جایگاه یك منجم آماتور یك تلسكوپ ساده داشته باشد كه هر چند وقت یك‌بار به كمك آن رصدهای مورد علاقه‌اش را انجام دهد و هم اینكه در جایگاه یك منجم حرفه‌ای با داده‌های تلسكوپ‌های بزرگ و مدل‌های ریاضیاتی كار پژوهشی خودش را داشته باشد؟

ببینید آسمان حیطه‌ی جذابی است. كودكان و نوجوانان بیشتر جذب آن می‌شوند و این برای علوم پایهكشور یك فرصت است. شما وقتی می‌ بینید كسی به آسمان علاقه‌مند است، این یعنی اینكه او كنجكاو است و می‌خواهد از اسرار آن سر در آورد. برای همین خیلی از افراد در نوجوانی می‌خواهند فضانورد یا اخترشناس شوند ولی مگر در هر دوره‌ی زمانی چند نفر فضانورد در دنیا نیاز است. ولی این یك جرقه است كه ممكن است باعث شود آنها جذب علوم مهندسی شوند. یعنی شما از آسمان استفاده می‌كنید تا مردم را جذب علوم بكنید و این الان در اروپا یك اصل محسوب می‌شود. بسیاری از دبیرستان‌ها در اروپا درس نجوم دارند. چون می‌خواهند جوانان را به سمت علم سوق دهند نه اینكه همه‌ی آنها منجم شوند. می‌خواهند آنها را به سمت علوم پایه یا مهندسی جذب كنند و در این بین از جذابیت و كشش نجوم استفاده می‌كنند تا به این هدف برسند كه آنها را علاقه‌مند كنند. چون الان همه دنبال تجارت و بازار و نمایش‌های تبلیغاتی و تلویزیونی هستند و برای همین یك پتانسیل در حوزه علوم پایه خالی می‌ماند.

از طرف دیگر اختلاف واقعاً بزرگی بین نجوم آماتوری و حرفه‌ای وجود دارد. یك منجم حرفه‌ای ممكن است یك داده‌ای را استخراج كند و یك‌سال با آن كلنجار برود تا به جواب سئوال خود برسد و این اصلاً با نجوم آماتوری سازگار نیست. ولی علاقه‌ی شما به آسمان كه از طریق نجوم آماتوری ممكن است كسب شده باشد، انگیزه و محرك است برای كار حرفه‌ای كه انجام می‌دهید تا مثلاً سختی‌های كار را متحمل شوید.

بنابراین داشتن یك پیش‌زمینه‌ی آماتوری برای یك منجم حرفه‌ای مفید است. در عین حال برخی هم هستند كه ممكن است با نجوم اصلاً آشنایی نداشته باشند منتها وقتی وارد دانشگاه می‌شوند جذب كیهان‌شناسی و نجوم می‌شوند چون اساساً به ریاضیات، فیزیك و علوم كامپیوتری علاقه‌مندند و از مجرای این علوم جذب اخترشناسی می‌شوند. ممكن است اطلاعات نجومی آماتوری كمی هم داشته باشند. مثلاً اگر از خود من اسم صورت‌های فلكی را بپرسید حداكثر 4-5 تا را بشناسم ولی من پشت مانیتور كامپیوتر به آسمانی نگاه می‌كنم و آسمانی را رصد می‌كنم كه بسیار عمیق‌تر و ژرف‌تر و دورتر از آن چیزی است كه با چشم غیر مسلح دیده می‌شود. این به آن معنا نیست كه من امتیازی نسبت به آن كسی كه آسمان را سطحی می‌بیند دارم و برعكس. هر دو ما كارمان را انجام می‌دهیم. یعنی یك نفر ممكن است در سطوح بالای دانشگاهی تحصیل كرده باشد و منجم حرفه‌ای بسیار خوبی هم باشد و از طرفی آسمان را هم خیلی خوب، مثل كف دستش ، بشناسد قصه‌های نجوم را هم به خوبی بداند و این یك امتیاز است. مهم این است كه فرد در حوزه‌ی كار خودش در رده‌ی بهترین‌ها باشد. مهم این است كه در مقام یك منجم حرفه‌ای در دنیا شناخته شده باشد، پیشنهادهای رصدی بدهد كه پذیرفته شود. این چیزی است كه متأسفانه در ایران كم داریم. اینكه منجمانی در سطحی داشته باشیم كه پیشنهادهای رصدی سطح بالا برای تلسكوپ‌های بزرگ بدهند واقعاً شاید از تعداد انگشتان یك دست هم كمتر باشد. پس می‌بینید كه ما عملاً نجوم به معنای آن نجومی كه الان در دنیا در جریان است نداریم.

 

- با این اوصاف آیا تلسكوپ رصدخانه‌ی ملی می‌تواند تعداد این منجمان حرفه‌ای را افزایش دهد و اینكه در دوران حیات تلسكوپ‌های 8 متری، 10 متری و بزرگ‌تر، تلسكوپ‌ رصدخانه ملی با قطر پیش‌بینی‌شده 5/3 متر آیا می‌تواند ابزاری باشد كه بتوان پیشنهاد‌های رصدی در سطوح كارشناسی ارشد و دكتری برای رصد با آن نوشت و موجب ترغیب كار نجوم حرفه‌ای، در آن  سطحی كه در دنیا رایج است، شود؟

در اینكه یك تلسكوپ 3-4 متری چه جایگاهی در دنیا دارد معمولاً سوءتفاهم وجود دارد كه وقتی تلسكوپ 10 متری هست چرا من باید تلسكوپ 4 متری بسازم. ببینید تلسكوپ 10 متری برای كار تلسكوپ 10‌ متری ساخته شده است. یعنی شما با تلسكوپ 10 متری هر كاری نمی‌توانید انجام دهید. یك چنین تلسكوپی هم گران‌قیمت است و هم كاربری آن بسیار پر هزینه است. آیا شما می‌خواهید برای جرمی كه قصد مطالعه‌ی آن را دارید تا این حد هزینه كنید؟ بنابراین یك بخش از مسئله بعد اقتصادی آن است. مثل این است كه شما بگویید وقتی در دنیا خودروی رولزرویس وجود دارد چرا ما پژو و سمند بسازیم. برای اینكه برایند نیازها و پول ما این است كه پژو و سمند بسازیم. اما اینكه آیا تلسكوپ 3 متری جایگاهی در پژوهش در دنیا دارد، باید گفت: بله جایگاه دارد. همان‌طور كه گفتم ما برای كارهای خود از تلسكوپ 2 متری استفاده كردیم، از تلسكوپ 4 متری هم استفاده كردیم. ما در بخش علمی رصدخانه‌ی ملی داریم كار می‌كنیم تا ببینیم اساساًً چه جایگاهی می‌توانیم برای این تلسكوپ در دنیا ایجاد كنیم. در زنجیره تلسكوپ‌های دنیا آن را كجا قرار دهیم و چه كاری می‌توانیم با آن انجام دهیم كه الان در رده تلسكوپ‌های 3-4 متری در دنیا انجام نمی‌شود.

یك بُعد دیگر مسئله مربوط به توانایی‌های فنی ما می‌شود. ما باید اول تلسكوپ 3 متری بسازیم و بعد به ساخت تلسكوپ 8 متری فكر كنیم. یك بُعد دیگر، پتانسیل‌های نجومی ماست. جامعه‌ی نجومی ما هنوز كوچك است. در اروپا به طور متوسط به ازای هر یك میلیون نفر، 20 تا 30 منجم حرفه‌ای وجود دارد، در حالی كه در ایران در هر یك میلیون نفر یك چهارم منجم هم نداریم. پس ما باید اول ظرفیت‌سازی كنیم. برای آنكه بتوانیم ظرفیت‌سازی بكنیم باید تلسكوپی بسازیم كه بتوان با آن این كار را كرد. بنابراین ما باید توازنی بین توانایی‌های خودمان، انجام كار تحقیقاتی و مقاصد آموزشی مورد نظرمان به وجود آوریم. این‌ها را كه كنار هم می‌گذاریم به تلسكوپ 3 متری می‌رسیم.

من بسیار به این تلسكوپ امیدوار هستم و در بخش علمی طرح تمام تلاش خودم را به كار می‌گیرم تا مستقل از اینكه زمان شروع به كار این تلسكوپ كی باشد، منجمانی را كه می‌خواهیم تربیت كنیم. من فكر می‌كنم این یك حلقه‌ی گمشده است كه باید ظرفیت‌سازی بكنیم و پتانسیل ها را بالا ببریم. باید برای روزی كه نیاز به تلسكوپ 8 متری پیدا خواهیم كرد از الان شروع كنیم. یعنی افراد متخصص را تربیت بكنیم، منجمان حرفه‌ای آموزش دهیم. وقتی این‌ها وارد جامعه نجومی شدند و وقتی تعدادشان زیاد شد یك روز خودشان به این نتیجه می‌رسند كه تلسكوپ 8 متری نیاز است و این فرآیند یك نسل، دو نسل طول می‌كشد و مسیر این فرآیند از امروز می‌گذرد نه از فردا. این راهی است كه باید بسیار پیش‌تر شروع می‌شد. امروز هم به اندازه‌ی كافی دیر شده است. من سال 75 وارد نجوم شدم تا الان در این جایگاه قرار بگیرم. 12 سال زمان نیاز بود تا این فرآیند را طی كنم. بنابراین باید این 12 سال را برای تربیت هر منجم حرفه‌ای در نظر بگیریم.

 (برداشت هرگونه مطلب از این سایت تنها با ذکر نام نویسنده خبر و آدرس کامل منبع آزاد می باشد)

 

آخرین بروز رسانی ( 13-2-1388 )
 
< قبلی   بعدی >
نشانی: تهران، پل گیشا، ابتدای کوی نصر، ضلع شرقی، ساختمان شماره 5 – واحد3
صندوق پستی: 1487-15875
تحریریه: 88288144